مرتضى مطهرى

262

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

همين امر به معروف و نهى از منكر بود . تعبير ديگرى هم هست راجع به دل . در حديث است كه دل انسان نقطهء سفيدى است كه در وسط آن نقطهء سياهى است . انسان وقتى كه گناه مىكند ، آن نقطهء سياه افزايش پيدا مىكند . هرچه بيشتر گناه كند ، آن نقطهء سياه بزرگتر مىشود و ممكن است به جايى برسد كه تمام سفيدى دل را بگيرد و ديگر جز سياهى در دل نباشد . اما اگر ديگر گناه نكند ، توبه كند و كار خير انجام دهد ، به هر نسبت كه اين كار را بكند سياهى دل كم و سفيدى آن زياد مىشود . در حديث دارد كه قلبها سه گونه است : يكى قلب متلألئ و روشن ، ديگر قلب سياه ، و سوم قلب منكوس يعنى وارونه . دربارهء قلب وارونه دارد كه همه چيز را عوضى مىبيند ، خوب را بد و بد را خوب مىبيند . پس ، از نظر ما درست است كه وجدانها تغيير مىكند اما نه به آن معنى كه وجدان امر متغيرى است و وضع ثابتى ندارد ، بلكه به معناى اينكه وجدان مانند هر قوّه از قواى روحانى و جسمانى انسان حالت سلامت دارد و حالت انحراف ؛ در حال انحراف خوب كار نمىكند ، عوضى كار مىكند . اما مطلب ديگر : خوبها و بدها دو قسم‌اند امورى كه ما آنها را خوب مىدانيم بر دو قسم است : بعضى بالذات خوبند و برخى از جهت اينكه وسيلهء خوبها هستند خوبند ، چنان كه در امور بد بعضى بالذات بد هستند و برخى از جهت اينكه مقدمهء بدها مىباشند بدند . گاهى ما چيزى را مىگوييم خوب چون مقدمهء يك خوب است و چيزى را مىگوييم بد چون مقدمهء يك بد است . آنچه كه افكار مردم درباره‌اش در محيطها و زمانهاى مختلف فرق مىكند و عوض مىشود خود خوب و بدها نيست ، بلكه مقدمهء آنهاست ؛ يعنى ممكن است قضاوت مردم در يك زمان اين باشد كه فلان چيز وسيلهء خوبى است براى فلان امر خوب و در زمان ديگر عقيدهء مردم عوض بشود كه نه ، اين وسيله وسيلهء بدى است . ولى قضاوت مردم دربارهء خود آن خوب يا بد عوض نمىشود . البته ممكن است بشر اشتباه كند اما اين غير از آن است كه وجدانش تغيير كرده باشد . حالا مثالى عرض مىكنم كه خود آنها ذكر مىكنند : مىگويند در ميان بعضى اقوام حجاب خوب است و بىحجابى بد ، و در ميان اقوام ديگرى بىحجابى خوب است و حجاب بد ، پس معلوم مىشود كه اين خوبيها